مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
27
طب اكبرى ( فارسى )
آميزند ، بهتر باشد ؛ زيرا كه لطيف است [ و ] تا داخل قحف سرايت مىكند . امّا در استعمال سركه آنگاه رخصت است كه وجع شديد نبود . [ و ] ايضا به طبيخ عنّاب و خيار شنبر طبع را ملايم كنند تا ماده را از دماغ بازدارد . و حقنهء ليّنه در اين باب به غايت مفيد است . هرگاه تب ظاهر شود و اختلاط عقل پديد آيد ، نشان تورم دماغ باشد . [ پس ] در اين حالت لازم است كه اشياى شديد القبض ضماد نمايند ؛ چون طرفا و پوست انار و جوز السرو و دقاق كندر و گل سرخ تا مانع ازدياد ورم گردد . و به علاج سرسام توجه نمايند . هرگاه ضربه و سقطه به انشقاق انجامد ، اگر شقاق در آن غشا بود كه مجلّل [ يعنى پوشانندهء ] قحف است ، علاج جراحت به مراهم كنند پس از تبديل سوء مزاج . و اگر شقاق در اغشيهء داخلى بود ، علاجش متعسّر است ؛ خاصه اگر در حجابى باشد كه مانيخس نام دارد . و اگر شقاق در جوهر دماغ افتد ، علاجش اعسر [ يعنى مشكلتر ] است . و علت ، اصعب و خطر ، عظيم [ است ] . بالجمله ، طريق علاج همان است كه ذكر يافته و علاج كسر عظم ، در آخر كتاب ياد كرده شود . [ 50 ] قسم يازدهم : در صداع بيضى « 1 » اين ، صداعيست عسر الانقلاع [ يعنى دير ريشهكن مىشود و ] شديد الصّعوبت [ يعنى دير علاج است ] كه مانند بيضه يعنى خود سلاح بر تمام اجزاء سر محيط باشد و لهذا « بيضه » و « خوده » گويند . و در ماهيت و حدّ اين صداع ، حكما [ را ] اختلاف است . آنچه « شيخ بو على سينا » مقرر كرده اين است : « و هو صداع مشتمل لابث ثابت مزمن تهيّج صعوبته كلّ ساعة لادنى شى ؛ حتى أن صاحبه يبغض الصوت و الضوء و المخالطه مع النّاس و يحبّ الوحدة و الظلمة و الراحة و الاستلقاء و يحسّ كلّ ساعة كأنّ راسه يطرق بمطرقه أو يجذب جذبا و يشقّ شقا » « 2 » .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : . Helmet headache ; organic headache ( 2 ) . ترجمه : « اين ، صداعى است كه دربرگيرندهء سر و ماندگار و بادوام و كهنه مىباشد و به كمترين چيزى فورا درد آن آغاز مىشود حتى اينكه فرد مبتلا به آن ، از صدا و نور هم گريزان -